على بن حسين واعظ كاشفى
379
رشحات عين الحيات ( فارسي )
حضرت ايشان مىفرمودند كه شيخ ابو سعيد منعمى و توانگرى نيست كه از فوت « 1 » اين محصول او را تفاوتى نكند ، اما از آنجا كه كمال ادب و حرمت داشت او بود اين چنين كرد . و هم در آن كتاب نوشتهاند كه در وقت فوت شيخ ابو سعيد حضرت ايشان فرمودند « 2 » كه در فوت خواجه علاء الدين غجدوانى عليهالرحمه ، خواجه ابو نصر پارسا قدس سره « 3 » وعظ گفتهاند و فرموده كه خواجه علاء الدين در همسايگى ما بودند « 4 » و ما در حمايت و عنايت بركت و همت ايشان بوديم ، اين زمان ايشان بجوار رحمت الهى رفتند اكنون محل ترس است شيخ ابو سعيد نيز در همسايگى ما « 5 » بودند و از جمله مستغفرين بودند و مادام كه در ميان جمعى « 6 » استغفار باشد بلا و عذاب مندفع است ، « 7 » استغفار آن نيست كه كسى به زبان استغفر اللّه گويد ، بلكه مىبايد كه همه اعمال و اقوال وى موجب « 8 » مغفرت باشد و اين عزيز كه از ميان ما رفت ازين قبيل بود ، جزاه « 9 » اللّه عنا خيرا . وفات شيخ ابو سعيد شيخان « 10 » در شهور سنه اربع و تسعين و ثمانمائه بود و قبر وى در محله « 11 » كفشير در محوطه حضرت ايشانست . شيخ بخشش « 12 » رحمه اللّه تعالى : از درويشان و منتسبان خانواده شيخ عمر باغستانى بوده است و صاحب جذبات و احوال پسنديده . حضرت ايشان مىفرمودند كه نوبت اول كه از سمرقند عزيمت هرات كردم ،
--> ( 1 ) - چپ : كه از قوت اين حصول ، مى ، كه از قوت اين محصول ، بر : ( كه ) ندارد ( 2 ) - مى : فرمودهاند كه ، مج : مىفرمودند كه ( 3 ) - مى : قدس اللّه سره ( 4 ) - مى : ما بودهاند و ( 5 ) - مى : ( ما ) ندارد ( 6 ) - مى : ميان جمع ( 7 ) - مى : و استغفار ( 8 ) - بر : وى به موجب مغفرت ( 9 ) - بر ، مى : جزاء اللّه عنا خيرا ( 10 ) - بر : شيخيان ( 11 ) - بر : در محل خواجه كفشير در محوطه ملايان حضرت ايشانست ( 12 ) - مج : شيخ بخش .